جمعى از نويسندگان

34

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

در اين تفكّر ، كسانى كه به بهانه رسيدن به مقامات معنوى و باطنى ، به ديده تحقير و استهزا به احكام و مسائل اسلامى مىنگرند و به خيال خود ، پس از دريافت برخى نفحات معنوى ، ديگر نيازى به احكام و آموزه‌هاى شريعت نمىبينند و دست به هر خرافه و بدعتى مىزنند ، محكوم و منفور بوده و هيچ ارزش و منزلتى در نزد پروردگار ندارند ؛ چرا كه از نظر قرآن كريم ، هرگونه عمل يا فضيلتى از انسان ، تنها به شرط تقوا ، مقبول واقع مىشود : « إِنَّمَا يتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ » « 1 » : بىترديد ، خداوند ، فقط از متّقيان مىپذيرد . امام صادق عليه السلام در روايتى به ارتباط بسيار پيوسته ميان تقوا و عرفان ، تأكيد مىكند و مىفرمايد : « إنّما يتقبّل اللّه من المتّقين العارفين » « 2 » : بىترديد ، خداوند ، تنها از عارفان با تقوا ، اعمال را مىپذيرد . رسول گرامى اسلام صلىالله‌عليه‌وآله نيز به همين ارتباط طبيعى ميان تقوا و عرفان تأكيد مىكند و مىفرمايد : « لكلّ شىء معدنٌ ، و معدنُ التقوى قلوب العارفين » « 3 » : براى هر چيزى ، معدنى وجود دارد ؛ و معدن تقوا ، قلب‌هاى عارفان است . يا امام على عليه السلام در روايتى ، اصولًا شرط اساسى نيل انسان به مقامات معنوى و ملكوتى را غلبه بر هواهاى نفسانى عنوان مىدارد و مىفرمايد : « مَن أحبّ نيلَ الدرجات العُلى ، فليغلب الهوى » « 4 » : هر كه دوست دارد به درجات رفيع معنوى دست يابد ، بايد بر هواى خود غلبه نمايد . در مكتب عرفانى مرحوم قاضى نيز اين اصل با تأكيد بسيارى مورد توجّه قرار گرفته است . به عنوان نمونه مرحوم آيت اللّه بهجت در اين رابطه از او نقل نموده است : براى سالك ، در ا وّلين مرحله ، عزم راسخ و مستمر بر ترك معاصى در اعتقاديات و عمليات در تمام عمر - اگر چه هزار سال باشد - و نماز اوّل وقت ، براى وصول به مقامات عاليه ، كافى و وافى است . « 5 » 7 . ديندارى و شريعت‌محورى همچنين در مكتب عرفانى مرحوم قاضى ، التزام به شريعت و تعاليم آن ، مهمترين نردبان ترقّى و تكامل انسان سالك محسوب مىگردد و سالك به هيچ بهانه‌اى ، حق ندارد از احكام شريعت و اطاعت از كتاب و سنّت و تعاليم دينى اندك تخلّفى نمايد . امام على عليه السلام در روايتى ، در بيان اهمّيت التزامِ عارفان به احكام شريعت ، مقدّس‌ترين رياضت نفسانى را در ميدان سلوك إلى اللّه ، همين مسئله عنوان كرده و

--> ( 1 ) - سوره‌ى مائده ، آيه 27 . ( 2 ) - المحاسن ، ج 1 ، ص 168 ، ح 129 . ( 3 ) - إرشاد القلوب ، ج 1 ، ص 15 . ( 4 ) - غرر الحكم ، ص 241 ، ح 4893 . ( 5 ) - - گلشن ابرار ، ج 6 ، ص 367 - 379 .